تبليغاتX
آذرآبادگان

 

سهيل، یکی از مقاله‌نويسان «روزنامه ايران» در بخش كودكان مقاله‌اي طنزگونه دربارهء «چه كنيم كه سوسك‌ها سوسكمان نكنند» در تاریخ جمعه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۵ به چاپ رسانده است. پيش از آنکه مقاله و داستان تازه آغاز گردد بخش پایانی داستانِ «خرطوم بچه فیل» آورده شده است. در اين بخش پاياني، دو حيوان كه «بچه فیل آفریقایی» و «مارپیتون دو رنگ صخره ای» ناميده شده‌اند، در آن، سخنانی به زبان فارسی می‌گویند كه در نسخهء پي‌دي‌اف آنرا مي‌توان به آساني ديد.

 

اما داستاني بنام «چه کنیم که سوسکها سوسکمان نکنند؟» شش خط پایینتر از داستان فوق آمده است كه نماي زير، بخشي از آنرا نمايش مي‌دهد:

در اين داستان سوسكها زبان باز كرده و سخناني مي‌گويند. در بخشهاي گوناگون اين داستان بجز تصويرها، هر جايي كه سوسكي سحن مي‌گويد تنها و تنها بزبان فارسي است. مانند: "دكتر، من شبها خواب بد مي‌بينم." و يا "يه كمد پر از دمپايي"...

در اينجا و در همهء متن داستان كه نسخهء‌ پي‌دي‌اف آنرا خوانديم، بروشني ديده مي‌شود كه نويسندهء داستان به هيچ زباني بجز فارسي اشاره نكرده است!

بجز متن داستان که همه به خط و زبان فارسی است، در تصويرها نيز نوشته‌هايي آمده است. براي نمونه در تصوير بالا به زبان فارسي گفتار سوسك اینگونه آمده است كه :نه جون مادرت هي هي هي هي! "...

تنها یک تصوير به خط و زبان فارسي در اين داستان نیامده است که تصوير زير مي‌باشد:

در اين تصوير بروشني واژه‌هايي با خط لاتين در كنار يك واژه بشكل «namana» ديده مي‌شوند. اين واژهء «namana» در برخي از زبانهاي اروپايي(مانند فرانسوي) موجود است اما در تركي نيز چنين تلفظي با معنايي ديگر وجود دارد. ترك‌گرايان كه منتظر فرصت بودند اين تنها واژه را بخود گرفتند و اگرچه همين يك واژه در همهء‌ متن داستان هرگز گفته نشده است اما ابزاري شد براي توهين و تحقير و دشنام به فارسي‌زبانان بدست نژادپرستان ترك گرا! آنان بدون آنكه اشاره كنند كه در بخشهاي ديگر داستان بارها و بارها از زبان سوسك به فارسي سخن گفته شده است، بيكباره و از پيش هدايت شده، در سايت‌هاي خود جنجال بپا كردند و برخي‌شان كه سابقهء فعاليتهاي سياسي ضد ايراني داشتند و كوس رسواييشان در پشتيباني دولت باكو گوش فلك را كر كرده است به دانشگاه سهند تبريز كه هنوز جريان اعتصاب غذاي برخي از دانشجويان ادامه داشت رفته و تبليغ پانتركيزم بهمراه كارهاي سياسي از جمله شعار «مرگ بر كشور ارمنستان» سر دادند. با اين كار مي‌خواستند حركت دانشجويان كه هيچ ارتباطي با مسئلهء قوم‌‌گرايي نداشت به حركت قوميت‌‌گرايي و ترك‌گرايي تبديل كنند و در كنار دشنام به فارسي‌زبانان و كردزبانان و تات‌زبانان و ارمني‌زبانان، با شعاري نژادپرستانه خواهان «نابودي كشور ارمنستان» شدند كه هيچ ارتباطي نه به موضوع روزنامه داشت و نه به حركت اعتراضي دانشجويان! دانشجويان آذري متوجه اين تلاش ننگين شدند و كمتر كسي حمايتشان كرد.

 برگرفته از وبلاگ شمس تبریز

+ نوشته شده توسط باهماد آذرآبادگان در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385 و ساعت 17:30 |

 

جوسازی مزدوران در آذربایجان

علیرغم هیاهوی سایت های پان ترکیستی در مورد اعتراضات گسترده ،هیچ خبری در تبریز و دیگر شهرهای آذربایجان  درباره ی اعتراض عمومی شنیده نمی شود.براساس یک حرکت انسجام یافته که بیشتر از خارج کشور هدایت میشود عده ای از چهره های ضدایرانی  قصد دارند تا با تبلیغات وسیع ، تحرکاتی را در شمالغرب کشور به وجود آورند که این نقشه ها با هوشیاری کامل مردم آذربایجان خنثی شده است.لازم به ذکر است که در پی انتشار کاریکاتوری مشکوک در  روزنامه ایران ، عده ای از فرصت طلبان تلاش کردند تا با بحرانی جلوه دادن شهرهای شمالغرب و ایجاد یک فضای اعتراض آمیز ،بهره برداری هایی را در جهت ارضای مطامع بیگانگان انجام دهند که خوشبختانه در این زمینه ناموفق بودند.

 

+ نوشته شده توسط باهماد آذرآبادگان در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 20:56 |
 

توضيحاتي چند پيرامون  نام :

 

                           آذربايجان و آران

 

 نام  آذرآبادگان :

 

پيش درآمد :

 

در باب نام آذربایجان نظریات بسیار جالب ( و خنده آوری ) از سوي تجزیه طلبان در اين خطه مطرح شده كه هدف تمامی  آنان ارتباط دادن اين نام با زبان تركي است . در اين نوشتار با پرداختن به تمامی نظریات موجود به وجه تسميه اين نام خواهیم پرداخت .

 

بنا بر گفته مرحوم كسروي : « اين نام يكي از مشهورترین نامهای جغرافی ايران و در هر دوره اي با يك رشته حوادث تاریخی توام بوده است فردوسی از اين سرزمين با نام " آذرآبادگان " ياد كرده است .

                                 به يك ماه در آذرآبادگان          ببودند شاهان و آزادگان

تازيكان " آذربيجان " خوانند . در کتاب هاي ارمنی " آذربايقان و " آذربادقان " هر دو نگاشته اند ، در کتاب هاي کهنه ي پهلوی " اتورپاتكان " است . »

در باب نوشتار هاي مربوط سخن استرابو ، جغرافي نگار نامدار يوناني از همه خرد پذير تر و به حقيقت نزديكتر است . به نوشته ي آن دانشمند ، چون دور پادشاهي هخامنشيان به پايان آمد ، الكسندر ماكدوني ( اسکندر مقدوني ) بر ايران دست يافت ، سرداری ايراني الاصل به نام " آتورپات " در آذربايگان برخاسته ، آن سرزمين را كه بخشي از خاك مادان و به نام " ماد خرد " ( در مقابل ماد بزرگ كه به نواحي مركزي ايران و حوالي زاگرس اتلاق ميگرديد ) معروف بود از افتادن به دست يونانيان نگاه داشت و آن سرزمين به ياد و نام جاودان او " اتورپاتكان " خوانده شد . ( كه همين نامگذاری نشان از قدرشناسی مردمان اصیل اين سرزمين بوده است .)

آكادميسن ، واسيلي ويلاديمير ويچ بار تولد ، خاورشناس بزرگ روس در اين زمینه چنین مینگارد :

  « پيش از حمله اسكندر مقدوني ، آذربايجان ايران بخشي جدايي ناپذير از سرزمين ماد بود و سيستم اداري جداگانه اي نداشت . هنگام پيكار گوگمل ( نام محلي در كنار اردبیل و موصول كه جنگ اسکندر مقدوني و داریوش بزرگ در آنجا روي داده است .) آتورپات ساتراپ سراسر ماد بود . ... پس از حمله اسکندر بخشي از سرزمين ماد همچنان در اختیار آتورپات باقي ماند كه ماد خرد ناميده شد . بعدها نام آتورپات بدان افزوده شد . يونانيان اين سرزمين را آتورپاتن و ارمنيان اترپاتكان مي ناميدند . نام آذربايجان از همين جاست . »

 

و اما سرزميني كه در شمال ارس قرار گرفته و اكنون "جمهوري آذربايجان" ناميده مي شود ، در گذشته ها اين سرزمين نامي جز اين بر خود داشته است . اين سرزمين را در روزگار باستان " آران " ، " ارٌان" يا " آلبانيا " مي ناميدند. مورخان و جغرافي نگاران باستان در اين باره مطالب زيادي نوشته اند و سرزمين آبانيا يا " آران " را جز آذربايجان يا " آتورپاتكان " دانسته اند .

در اثبات اين مدعا به قدري برهان فراوان است كه آوردن مدرك و دليل بي هوده مينمايد و ما به چند مثال اكتفا مي كنيم

ديودور سيسيلي ، تاريخ نگار سده نخست پيش از ميلاد با تكيه بر نوشته هاي كتزياس از استان هاي آلبانيا نام برده و استان خزر " كاسپين " و دروازه ي خزر " دربند قفقاز " را از نواحی آلبانيا شمرده است .

در مورد قفقاز و محدوده ي جغرافيايي آن نوشته ي استرابون از نوشته ي ساير مورخان وجغرافي نگاران قديمي مشروح تر و دقيق تر است :

« آلبانيا سرزميني است كه از جنوب رشته كوههاي قفقاز تا رود كر و از درياي خزر تا رود آلازان امتداد دارد و از جنوب به سرزمين ماد آتورپاتن محدود است . » 

همان طور كه خوانندگان توجه دارند ، استرابون ، آتورپاتن را بخشي از ماد دانسته و آذربايگان را " ماد آتورپاتن " و مردم آن را ايراني و زبانشان را پارسی معرفي مي نمايد .

نويسندگان و جغرافي نگاران قديمي ديگري مانند : ديونيس ، آريان و پلينيوس در اين زمينه مطالب كم و بيش مشابهي نوشته اند و از گفته ي تمامي آنان چنين برمي آيد كه آلبانياي قفقاز سرزميني جدا از آذربايگان بوده است .

کوتاه سخن اينكه تمامي اسناد و مدارك بر جاي مانده از جغرافي نگاران و دانشمندان قديم ، حتي پژوهشگران ارمنی و روسی و قفقازی متاخرتر مانند برخورداريان ، يانوفسكي ، شوپن ، دورن ، علي يف ، بارتولد ،يامپوسكي و ... همگي حاكي از آن است كه سرزمين آران و شروان همواره به سرزميني جز آذرآبادگان اطلاق مي شده است و در گذشته هیچگاه نام آذربايجان بر آران گفته نشده است . حتي اسناد و مدارك وزارت امور خارجه ايران و روسيه تزاري و كتابهايي كه تا سال 1918 ميلادي در روسيه نوشته شده ، سرزمين آران و شروان هرگز نام آذربايجان نداشته و گاه به همان نام اران و شيروان و گاه به نام قفقاز خوانده مي شده است .

البته جدايي آذربايجان از اران علا رغم آنچه برخي نظريه پردازان مانند آكاديميس مارٌ و افراط گرایان ترك زبان مي پندارند نيست بلكه ارانيان نيز همچون ساكنان آذرآبادگان از ايرانيان اصيل هستند . ( كه البته به اين بحث و نظريات مختلف در باب اين جستار و همچنين تفاوت مردمان " آلان "  و " آران " به طور مفصل خواهيم پرداخت . )   

 

 

+ نوشته شده توسط باهماد آذرآبادگان در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 17:24 |
كتب تاريخي جمهوري آذربايجان بررسي ميشود

همایش " بررسی کتب تاریخی جمهوری آذربایجان " با تکیه بر کتب درسی روز پنج شنبه 28 اردیبهشت 85 از ساعت 9 الی 13:30 در محل موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران برگزار می شود .
به گزارش خبرنگار کتاب مهر ، در این همایش که با حضور اساتید ، پژوهشگران و صاحب نظران سیاسی در دو جلسه برگزار می شود ، ابتدا دکتر حسین احمدی ، استاد دانشگاه و دبیر همایش گزارشی از شکل گیری همایش ارایه می کند .در اولین جلسه که با ریاست دکتر جواد منصوری ، مدیر کل اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت خارجه ، برگزار می شود علی زهره وند ، کارشناس ارشد مسایل قفقاز،  در خصوص " تاریخ سازی مبنای هویت سازی در کتب تاریخ جمهوری آذربایجان " و مجید صابر درباره " تحریف تاریخ در برخی کتب و رسانه های جمهوری آذربایجان " و کاوه بیات ، مورخ و پژوهشگر مسایل قفقاز ، در مورد " تلاشی برای نزدیکی کشورهای منطقه به قیمت دور نگاه داشتن دیگران " به ایراد سخنرانی می پردازند . در نشست دوم که با ریاست دکتر رضا شعبانی ، استاد دانشگاه ، دقایقی پس از جلسه اول برگزار می شود ، دکتر علیرضا بیگدلی ، سفیر اسبق ایران در جمهوری آذربایجان ، به بررسی کتاب تاریخ پنجم دبستان جمهوری آذربایجان می پردازد و دکتر رحیم شهرتی فر ، رییس موسسه پژوهشی آذرپژوه تبریز ، به بررسی جنگهای ایران و روس در کتاب کلاس نهم جمهوری آذربایجان و دکتر حسین احمدی ، استاد دانشگاه نیزبه کنکاش در تاریخ دانشگاهی جمهوری آذربایجان می پردازند

 

+ نوشته شده توسط باهماد آذرآبادگان در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385 و ساعت 18:5 |
                                               

 

                                   ایران

 

                               

 

                                               خطر زرد

( نگاهی گذرا به بايستگی تحکيم پيوندهای منطقه يي )

 

                                      همه ایرانی نژادان باید بدانیم  که کم و بیش

                                                       مواجهیم با خطر زرد-  دکتر محمود افشار

 

هزاره يي که گذشت هزاره ی جنگ ها و خونريزی ها بود . اين جنگ ها نتيجه يي جز کشتار و شکنجه برای انسانيت در برنداشت .  بيشترينه ی اين جنگ های بنيانکن جنگ هایی به نام مذهب ميان پيروان جاهل اديان سامی بود . يا به عبارت گويا بايستی گفت جنگ هايي بود برای در دست گرفتن قدرت بيشتر و ارضای جاه طلبی های فرمانروايان که زير لوای مذهب رخ می داد . بايد بی باکانه و بدون تعارف گـفت کـه هزاره ی گذشته هزاره ی استيلای ديو تعصب مذهبی بود . ديوی که توسط اعراب از شيشه بيرون آمد و در ايران و افريقا و جنوب و مرکز اروپا دست به خونريزی و دژآگاهی زد . حاصل اين جنگ های ضد فرهنگ در سده بيستم صدام حسين ها ، بن لادن ها و ملاعمرهاست ، که اکنون رمق های واپسين خود را می زنند .

 

ولی در سده های آينده جهانيان با مشکل ديگری ربرو خواهند شد . و دريغا کـه ايـن دشمن بشريـت دوبـاره از خـاورميانه برخواهد خاست . اين خطر نيست مـگر " اختـاپـوس  زرد" . نزديـک هـزار سـال است کـه تيره هـای اورال ـ آيتامی(از شاخه ی تورکان) از غرب چين به آسيای ميانه و قفقاز و آناتولی آمده اند . و همراه خود چيزی جزکشتار و تجاوز و ناله ی مظلوم ارمغانی به همراه نداشتند . اين اختاپوس کوچک هم اکنون اندک اندک در راه ضربه شدن است . و در آينده بازوان نيرومندتر اما اهريمنی خواهد داشت .

اين طوفان همچون طوفان بنيادگرايي عرب ، نخست منطقه ی ما را فرا خواهد گـرفت و نخستين قـربانيان آن نيز مـردم منطقه بـه ويـژه مـردم فلات ، ( ايران ) خواهند بود . همة مردم منطقه کمابيش با اين اختاپوس روبرو خواهند گشت و قربانی خواهند داد . همانطور که ارمنيان و يونانيان آناتولی در نخستين بامداد بيدار شدن ديو زرد قربانی شدند . اقوام تورک(زرد نژاد) در صورت قدرت گرفتن حتی و می توانند از عرب و بنيادگرايي عرب نيز ويرانگرتر و مُخرّب تر شوند . چه اينان خود را وارثان ميراث چنگيز و تيمور می خوانند . پس بَدا به حال تمدن جهان اگر اختاپوس زرد گيره از ساير دستانش نيز بگشايد .

دشمن و خطر مشخص است . پس بايد چاره انديشيد . از آن جا که خطر در آغاز منطقه يي است ، راهکارهای دفع آن نيز بايد منطقه يي باشد . از ياد فراموش نکنيم که اين منطقه زمين و سرزمين ماست . قفقاز و فرارود و همواره بخشی از ايران زمين و فلات ايران بوده و است . جدايي سياسی اين سرزمين شوند آن نخواهد شد که ما از سرنوشت آن مناطق غافل شويم هر رخدادی در اين مناطق  پيوند مستقيم دارد با سرنوشت کشور ايران کنونی . پس برای گام نخست و بنيادين هماهنگی بيشتر با ساير دولت ها و تيره های ايرانی منطقه ضرور به نظر می رسد .

نخست بايد مناطق خطرخيز و دولت های خطرناک را شناخت . در درجه اول دولت و ملت ترکيه و رژيم باکو هستند که بصورت آشکار و نهان پتانسيل خطر را دارا هستند ؛ اما رژيم باکو ناتوان تر از آن است که بتواند در عمل کاری از پيش ببرد . اين حکومت بدون حمايت های اسرائيل و ترکيه طعمه کشورهای منطقه است . هم اکنون نيز قادر به حراست از سرزمين های غصب کرده اش نيست و اگـر بهانه يي به دست ارمنستان بدهد کارش با کرام الکاتبين خواهد بود . از اين سو اگر فروپاشی شوروی و سالهای  90  مصادف با پايان جنگ ايران و عراق و بازسازی کشور جنگ زده ما نبود ، و اگر گرداندگان کشور در آن زمان به جای دلشعولی فرا منطقه يي به قفقاز نظر بيشتری داشتند ، دولت علی اُف ، دوستی نبود که بتواند در برابر نيروی ارتش جمهوری اسلامی ايران پايداری کند . اکنون نيز بطريق اولی رژيم باکو ( به تنهايي ) بسيار ناتوان تر از آن است که بتواند در برابر حاکميت ملت ايران و اراده جامعه بزرگ ايرانی ايستادگی کند .

و اما ترکيه . ترکيه اکنون در منطقه خود با دو کشور قبرس نيمروزی و يونان درگير است . مردم قبرس و يونان حقوق پايمال شده ی خود را خواهان هستند ولی دولت ترکيه هنوز با افيون تزريقی و « آرمينوس وامبری » سرخوش . ( البته بخشی از حاکميت آن که در کمينگی هستند ) .

از طرفی ترکيه روزانه ناچار است با چندين ميليون ايرانی کرد در استانهای خاوری دست و پنجه نرم کند . و در نيمروز نيز با کردهای شمال عراق رو در رو شود .

دولت های ازبکستان و ترکمنستان در درجه های چندم اهميت قرار دارند و بسيار ناتوان تر از دو دولت نخست .

  پس با اين اوصاف خويشکاری ما اين است که جبهه يي تشکيل دهيم تا هم نگهـدار منافع ايـرانيان منطقـه باشد و هم دفع کـننده ی خطر زرد .

 به نظر می رسد تشکيل هر چه سريع تر يک کنفدارسيون سياسی ـ نظامی ميان ايران ، ارمنستان و تاجيکستان بهترين و اساسی ترين روش منطقه يي باشد . اين کنفدراسيون که تمام ويژگی های سياس و حقوقی اين نهاد را خواهد داشت بايستی دارای قدرت تصميم گـری در امور منطقه يي باشد و تصميمات گرفته شد در پارلمان آن برای کشورهای هموند لازم الاتباع . در وهلة های پسين يونان و قبرس و حتی افغانستان و گرجستان نيز می توانند به اين کنفدراسيون به پيوندند .

ارمنستان و تاجيکستان دو سرزمين ايرانی اند که به کمک ها و ياريهای هر چه بيشتر سرزمين مادر برای نيرومندتر شدن نياز دارند . ملت ما با مردمهايشان ( ارمنستان ) و تاجيک هيچگونه جدايي و تفاوت ندارد . در نتيجه کمک به اين دو دولت در حکم به مردم ايران درونی خواهد بود .

  ما در منطقه چاره يي نداريم جز يکپارچگی و وحدت بيشتر برای رودررويي با اختاپوس زرد . همه ی مردم منطقه و جهان در صورت اقدام نکردن ما ايرانيان دگر باره شاهد  11  سپتامبرها و فجايعی از اين دست خواهند بود . و اين باره نه از سوی بنيادگرانيکه از سوی تورکان منطقه . حتی اگر چنين خطری هم وجود نداشته باشد ـ که دارد ـ تشکيل کنفدراسيون منطقه يي خالی از فايده نخواهد بود چه همه سرزمين های منطقه ما از آرارات و قفقاز گرفته تا هرات و آمو دريا به وسيله فرهنگ ايرانی و نام ايران يا پرشيار پارس به همديگر پيوند داشته و دارند . وليکن اين پيوند سياسی چند صباحی است که توسط استعمار کهن و استعمار نو ( امپرياليسم ) از هم گسسته يي پيوند دوباره سياسی ما با تشکيل چنين کنفدراسيونی تأمين خواهد شد . 

نکته ذیگری که از نظر شکلی حایز اهمیت است مسیله ایرانی های کورد میباشد.نبود دولت کورد مستقل در ایران بیرونی شوند این نخواهد شد که ما نقش کوردها را فراموش کنیم. به همین مناسبت است که در این کنفذراسیون بایستی نمایندگانی از سوی تبره ی کورد باشنده باشد و آرمانهای پارتیزانهای شهید ایرانیان  کورد در مقابله با استبداد جاودان بماند.

 

 ح.پیرمراد

 

    تبریز.۱۳۸۵ خورشیدی

+ نوشته شده توسط باهماد آذرآبادگان در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 20:25 |
لجن پراکنی گستاخانه و مداخله جویانه                 

                 الهام علی اف درباره آذریها درایران

'مراقبت از احوال آذربايجانيهای جهان'

الهام علی اف در بخشی از جلسه پرسش و پاسخ خود به مسئله ايرانيان آذربايجانی نيز پرداخت.

خبرنگار روزنامه ترکيه ای ترکيه از او پرسيد که سياست دولتش در قبال منطقه ای که وی از آن با عنوان "آذربايجان جنوبی" نام برده چيست.

اين خبرنگار شمار ايرانيان آذربايجانی را "بيش از بيست ميليون" قملداد کرد اما آقای علی اف در پاسخ گفت که بنابر برآورد دولت جمهوری آذربايجان بيش از پنجاه ميليون آذربايجانی در نقاط مختلف جهان ساکنند که حدود سی ميليون از آنها در ايران زندگی می کنند و سرنوشت آنان برای دولت جمهوری آذربايجان خيلی مهم است و اين دولت می کوشد در برآورد کردن خواسته های آنان به ايشان کمک کند و در عين حال با کشورهايی که آذربايجانيها در آن زندگی می کنند روابط خوبی برقرار کند تا وضعيت زندگی آذربايجانيها در اين کشورها هم بهتر شود.

الهام علی اف سپس به سفر سال گذشته خود به ايران اشاره کرده که طی آن کنسولگری جمهوری آذربايجان در شهر تبريز، مرکز استان آذربايجان شرقی رسماً گشايش يافت و اين اقدام را گامی بسيار مهم در روابط ايران و جمهوری آذربايجان خوانده است.

او افزوده است: "هر کشوری مراقب احوال مردمان خود که در جاهای مختلف جهان زندگی می کنند هست و آذربايجان هم از اين قاعده مستثنی نيست، بنابراين، زندگی آذربايجانيهايی که بيرون از آذربايجان زندگی می کنند يکی از اولويتهای اصلی ماست."

هرکشوری مراقب احوال مردمان  خود است اما وظیفه جمهوری اسلامی ایران است که تکلیف آران ( آذربایجان شمالی ) را تعیین کند و نگران مردمان این ناحیه ( جدا شده از میهن ) باشد .

+ نوشته شده توسط باهماد آذرآبادگان در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 17:33 |